العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
125
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
از فرزندان او يكى پس از ديگرى سپرد دين را بوسيله ايشان زنده كرد و نورش را تكميل نمود بين اين امامان و ساير خويشاوندان ايشان از قبيل برادر و پسر عمو و ساير نزديكان فرق آشكارى قرار داد تا حجت از ديگران باز شناخته شود و امام از مأموم جدا گردد به اين طور كه ايشان را از گناه پاك و از عيب مبرا ساخت و از هر نوع پليدى و شك و شبههاى منزه نمود ايشان را گنجينه علم خود و خزينه حكمت و منبع اسرار خويش قرار داد و با دلائل تأييدشان كرد اگر چنين نكرده بود همه مردم مساوى بودند و هر كس ميتوانست ادعاى امامت كند حق از باطل و علم از جهل شناخته نميشد و اين ياوه سرا ادعائى كرده كه دروغ بر خدا بسته با آن ادعا نميدانم به چه چيز اميد و آرزو دارد اين ادعا را تمام كند ، آيا بفقه در دين كه خدا را شاهد ميگيرم حلال را از حرام باز نميشناسد و نه فرقى بين صحيح و ناصحيح ميگذارد يا ادعاى خود را بعلم ميخواهد اثبات نمايد با اينكه حق را از باطل و محكم را از متشابه فرق نميگذارد و نه وقت و حدود نماز را ميداند . يا با پرهيزكارى كه خدا شاهد است نماز واجب را چهل روز ترك كرد كه خيال ميكرد ( با چلهنشينى ) شعبده بازى مىآموزد شايد اين جريان را شنيده باشيد اينك آثار كارهاى زشت او معلوم و گنهكاريش مشهود است يا گمان دارد با معجزه ثابت كند پس آن معجزه را بياورد يا با دليل يا با راهنمائى بالاخره اظهار كند خداوند در قرآن ميفرمايد : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ ، قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ :